دكتر عقيقى بخشايشي

77

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

ديوان از لحاظ سنديّت و ارزش تاريخى و تحقيقى ، كمتر از مفضليّات و اصمعيّات نيست . 7 . شرح النقائض : از كتابهاى خوبيست كه اشعار جاهليان را دربردارد ، شرح النقائض ابو عبيدة است كه در آن اكثر اشعارى را كه به مناسبت ايام سروده شده است ، گردآورى كرده است . ابن اثير در الكامل و ابن عبد ربّه در العقد الفريد در اين باب از او پيروى كرده‌اند . 8 . طبقات ابن سلام : يكى از كتابهاى خوب ادبى است كه در مورد صحّت و سقم اشعار جاهلى در آن بحث به ميان آمده است . 9 . البيان و التبيين و كتاب الحيوان الكامل : تأليف جاحظ حاوى اشعارى است كه به روايت بصريان مىباشد . 10 . عيون الأخبار : ابن قتيبة تأليف نموده است . بايد با احتياط برخورد كرد . همچنين كتاب ابو على قالى كه مجهولات بسيارى دارد . 11 . الأغاني : تأليف ابو الفرج اصفهانى يكى از كتابهاى ادبى معتبر مىباشد كه حاوى اشعار و سروده‌هاى متنوّعى مىباشد . اغانى ، جمع « اغنية » به معنى سروده و آهنگ است . در اين كتاب اشعار سروده شده در جاهليّت و اسلام ، گردآورى شده است . 12 . خزانة الأدب : تأليف بغدادى ( متوفّى 1903 م ) كه شرح شواهد رضى بر كافية ابن الحاجب و شرح احوال دقيقى از بعضى جاهليان و بررسى در صحت و سقم انتساب برخى اشعار ، تدوين يافته است . * مشاهير شعراى ادب و عرب در جاهليّت و اسلام شعر جايگاه بلندى در ادبيات عرب دوران جاهلى دارد و مقام شاعر هم گاهى هم‌سنگ با پيامبر ( ص ) ارتقاء مىيابد ، ازاين‌رو گاهى شاعران بلندمرتبه در عرصهء ادبيّات عرب ، درخشيده‌اند كه در اين بخش با چند تن از آنان ، آشنايى پيدا مىكنيم . 1 . امرؤ القيس : او يكى از شعراى معروف دوران جاهليّت به شمار مىرود . ولادت او در قبيلهء « كنده » و در يك خانواده اشرافى صورت گرفته است . كنده قبيله‌اى در يمن ، در غرب حضرموت قرار داشت . عدّهء زيادى از مردم كنده همراه ديگر مهاجران يمن به شمال كوچيدند و در جنوب وادى الرمة ( كه از شمال مدينه تا عراق گسترده است ) سكنى گزيده‌اند . از اواسط قرن پنج ميلادى به موقعيّتهاى برجسته‌اى دست يافته‌اند . رياست كنده در آن تاريخ با اميرى به نام حجر ملقّب به آكل المرار بود كه امارت در فرزندان او ادامه يافت و چنين معلوم مىشود كه او توانسته بود سيادت خود را بر بسيارى از قبايل شمالى نيز تحميل كند و خود مطيع شاهان يمن بوده است . حجر پدر امرؤ القيس ، رياست سپاه را برعهده داشت در جنگى به دست قبيلهء بنى اسد كشته شده بود كه صحيح‌ترين روايت ، گفتار هيثم بن عدى است كه مىگويد : حجر خانواده و فرزندان را به يكى از دوستانش مىسپارد و به سرزمين بنى اسد بازمىگردد و از آنان لشكرى عظيم فراهم مىسازد تا به قبيله بنى اسد بتازد . آنان با خود مىگويند : به خدا اگر اين فرد بر ما غلبه كند ، كودك بر ما حكم كند و زندگى در حال مغلوبيّت لطفى ندارد . ما به حمد اللّه قوىترين اعرابيم ، پس چه بهتر بزرگوارانه بميريم ! آنان به لشكر حجر روآورده و جنگ شديدى در مىگيرد . در آن گيرودار ، رئيس قبيلهء بنى اسد بر حجر مىتازد و با ضربتى او را هلاك مىسازد . امرؤ القيس نيز در آن جنگ ، حضور داشت . او با اسب پدرش گريخت و بنى اسد نتوانستند به او برسند ، امّا تعداد زيادى از افراد خانوادهء او را كشتند و برخى را اسير نمودند و هرچه بود به غنيمت گرفتند ، حتّى كنيزان